از Lands' End تا Sharper Image، معاملات انحصاری تا 50٪ تخفیف برای هدیه برای پدر (و خودتان)

بخش ها
نشان می دهد
بیشتر
امروز را دنبال کنید
مارک های بیشتر
ترزا براون، RN، یک پرستار کهنه کار سرطان و آسایشگاه است که در پیتسبورگ، پنسیلوانیا زندگی می کند. در سال 2017، او مبتلا به سرطان سینه مرحله 1 تشخیص داده شد و از تجربه خود به عنوان یک بیمار غافلگیر شد. براون، 57 ساله، سفر مراقبت های بهداشتی خود را در کتاب «شفا: وقتی یک پرستار بیمار می شود» شرح می دهد. او داستان خود را با TODAY به اشتراک گذاشت.
هرگز انتظار نداشتم بیمار شوم. مردم در مراقبت های بهداشتی معتقدند که ما در برابر چیزی واقعاً جدی آسیب ناپذیر هستیم. کار با بیماران سرطانی به این صورت بود: این کسی است که از او مراقبت می کنم، این کسی نیستم. بنابراین وقتی یکی شدم، کل ایده آسیب ناپذیری را از بین برد. ناگهان باید متوجه می شدم که وای، من در واقع یک انسان هستم.
این یک تشخیص وحشتناک بود زیرا سرطان است. اما من واقعاً متعجب بودم که تلاش بیشتری برای هماهنگ کردن مراقبت‌های من انجام نشده است، تا احساس کنم کسی در حال مدیریت امور است، و اینکه مردم به دنبال من هستند. این مراقبت از سرطان DIY بود.
احساس کردم: چرا برگه ای نمی دهند که بگوید این چیزی است که شما دارید و پیش آگهی اینگونه به نظر می رسد؟ هیچ کس به من چیزی به صورت مکتوب آنچنانی نداد. هیچ کس هرگز نگفت: «ما این را داریم. این شایع ترین نوع سرطان سینه است . ما می دانیم که چگونه این را درمان کنیم. تو خوب میشی.» این باعث می شد که خیلی بهتر بتواند همه چیز را تحمل کند.
من بسیار خوش شانس بودم که در سیستم پرستار هستم. من دوستی دارم که جراح سینه است و دکتری را که پیشش رفتم توصیه کرد. حتی با وجود آن منابع، سردرگمی در مورد اینکه آیا به شیمی درمانی نیاز دارم یا خیر وجود داشت، و فقط هزاران تماس تلفنی برای تلاش برای کشف آن وجود داشت. نتوانستم با دکتری که می‌توانست به من کمک کند صحبت کنم.
این یک زمان بسیار آسیب پذیر برای بیماران است، بنابراین باید سیستمی وجود داشته باشد که بتواند همیشه نیاز مردم را برطرف کند.
اما وقتی برای تعیین زمان بیوپسی رفتم، برنامه‌ریز برای آن روز رفته بود و هیچ کس دیگری قرار نبود این کار را انجام دهد. متصدی پذیرش دیگر گفت: "اوه، دلت برایش تنگ شده بود" و من عصبانی شدم. درست در آن لحظه مانند شکستن اعتماد بود و احساس می‌کردم که واقعاً سخت کار کردم تا بیماران به من اعتماد کنند.
این من را شگفت زده کرد و باعث شد متوجه شوم که نمی دانیم بیمارانمان در چه حالی هستند. ما نمی‌دانیم چیزی که برای یک برنامه‌ریز به نظر یک چیز کوچک است – «امروز نمی‌توانم انجامش دهم، فردا انجامش می‌دهم» – برای بیمار بسیار بزرگ است.
ما به‌عنوان پزشک، به بیماران پیام می‌دهیم که منفعل و بی‌طلاق باشند – و بیماران آن را جذب می‌کنند. مراقبت های بهداشتی مانند یک خط مونتاژ است و نه تنها یک خط. خط مونتاژ سرطان سینه، خط مونتاژ صورتحساب و خط مونتاژ اجازه دهید افراد را در اسرع وقت وارد و از اینجا خارج کنیم.
وقتی روی یکی از آن خطوط مونتاژ ترمز می‌زنید، همه چیز به هم می‌ریزد، زیرا همه بیش از حد کار می‌کنند و همه چیز بیش از حد برنامه ریزی شده است. تمام این اثر موج دار وجود دارد، بنابراین بیمارانی که برای کنار آمدن با هم همراه می شوند، تمام آن ماشین آلات را به کار خود ادامه می دهند. من آن را نیز جذب کرده بودم.
اما زمانی رسید که متوجه شدم، "من یک بیمار آسان هستم و این وحشتناک است. احساس می کنم دیگر حتی یک انسان هم نیستم.» وقتی شروع کردم به عقب راندن بیشتر و پرسیدن سوالات بیشتر، متوجه شدم که این رفتار بسیار مناسبی است. این سیستم نباید در برابر این نیازهای انسانی بسیار مقاوم باشد تا بفهمد وقتی یک تشخیص وحشتناک دارید با بدن شما چه می‌گذرد.
من هر بیمار را تشویق می کنم که سؤال بپرسد. سر مردم داد نزنید، مناسب باشید، اما کمی عقب رانده شوید. ما بیماران را با این ایده در خود پرورش داده ایم که برای دریافت مراقبت باید فروتن باشید و این کار را نمی کنید.
من برای درمان سرطان سینه ام لامپکتومی و پرتو درمانی انجام دادم. من در طول درمان آرزوی گرمی و مهربانی داشتم، اما افرادی که در بخش مراقبت های بهداشتی کار می کنند بیش از حد کار می کنند. ما اکنون سوابق سلامت الکترونیکی داریم که هیولاهایی هستند که دائماً اطلاعات بیشتری از ما می خواهند.
سپس، تمرکز زیادی روی سود و ایجاد درآمد وجود دارد. این فشارها زمان کمتری را برای بیماران و همچنین توانایی کمتری برای انسان بودن با آنها ایجاد می کند.
به سادگی بگویید: «من برای شما اینجا هستم. من اهمیت می دهم» واقعاً می تواند برای بیمار تفاوت ایجاد کند. این بدان معنا نیست که هر پرستار و دکتری باید همیشه با همدلی 100 درصد سر کار بیاید، زیرا به نظر من این امکان پذیر نیست. اما سعی کنید مقوله «بیمار» را به‌عنوان یک چیز بسیار گسترده‌تر ببینید، به‌عنوان فردی که یک انسان در جهان است. یک زندگی وجود دارد که آنها بخشی از آن بودند – اکنون این بخشی از زندگی آنها شده است.
ما این سیستم را ایجاد کرده ایم که انسانیت بیماران را نمی بیند و همچنین انسانیت پزشکان را نمی بیند. من دوست دارم تفاوتی در نحوه تجربه مردم از مراقبت های بهداشتی ایجاد کنم.
ترزا براون نویسنده کتاب «شفا: وقتی یک پرستار بیمار می شود» است.
A. Pawlowski یکی از ویراستارهای ارشد امروزی است که بر روی اخبار و ویژگی های سلامت تمرکز دارد. او پیش از این نویسنده، تهیه کننده و ویراستار در CNN بود.
© 2022 NBC UNIVERSAL

source

توسط bahram_admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.