با معرفی فیلمی ساختارشکن و روانشناختی در کنار شما هستیم فیلم خانه ای که جک ساخت اثری جذاب و همراه با کمدی الهی با بررسی فیلم خانه ای که جک ساخت همراه باشید.
گاهی با آثاری در سینما آشنا میشویم که تعریفهای ما از هنر، زیبایی و وحشت را به چالش میکشند. “خانهای که جک ساخت” (The House That Jack Built)، فیلمی به کارگردانی لارس فون تریر، یکی از همین آثار است که از زمان انتشارش در سال 2018، بحثهای فراوانی را در میان منتقدان و تماشاگران برانگیخته است. این فیلم، که روایتگر داستان یک قاتل زنجیرهای است، با نگاهی عمیق به ذهنیت و اعمال شخصیت اصلیاش، جک (با بازی مت دیلون)، به تصویر کشیده شده و به شکلی بیپرده و گاهی تکاندهنده، روابط میان هنر، خلاقیت، و جنایت را بررسی میکند.
قبل از هر چیزی بگوییم این فیلم دارای درجه سنی R بوده و مناسب افرادی که روحیات لطیف هستند مناسب نمیباشد. نکته بعدی اینکه به امتیاز مخاطبان فیلم توجه نکنید، بلاخره وقتی فیلم دارای صحنات خشونت کامل است و حتی تیر خوردن کودک نشان داده میشود باید انتظار برخورد سنگین مخاطب را داشته باشید. در این مقاله قصد داریم به معرفی، بررسی داستان، بازیگران، و نقدهای مرتبط با این اثر پرداخته و در پایان، به ارزیابی کلی آن بپردازیم، با این هدف که درک بهتری از این فیلم پیچیده و چند لایه به دست آوریم.
سرفصل مطالب
معرفی فیلم The House That Jack Built 2018
The House That Jack Built ساختهی لارس فون تریر است. تاریخ اکران فیلم خانه ای که جک ساخت اوکتوبر 2018 در فرانسه بود. و بلافاصله به یکی از جنجالیترین آثار سینمایی تبدیل شد. ژانر فیلم خانه ای که جک ساخ در میان تریلر روانشناختی و ترسناک قرار میگیرد و داستان زندگی جک، یک معمار ناموفق که به قاتل زنجیرهای تبدیل میشود. را روایت میکند. با بازی درخشان مت دیلون در نقش جک، فیلم تلاش میکند تا با نگاهی عمیق به روان پریشی و نگرشهای او نسبت به جنایاتش، بیننده را به دنیای تاریک و پیچیدهای ببرد که در آن هنر و فجایع انسانی به طور عجیبی با هم آمیختهاند. مدت زمان فیلم The House That Jack Built 2 ساعت و 31 دقیقه میباشد.
داستان در طول دوازده سال رخ میدهد و پنج حادثه اصلی از زندگی جک را به تصویر میکشد، که هر یک نشان دهنده دورهای از تکامل وحشیانه او به عنوان یک هنرمند قتل است. جک با نگاهی فیلسوفانه به کارهای خود، جنایاتش را آثار هنری میداند و به طور مداوم در جستجوی اثر بینقص است، حتی اگر این به معنای پایمال کردن حقوق و زندگی دیگران باشد.
فیلم به خاطر نمایش صریح خشونت و رویکرد بیپروای آن به موضوعات حساس، هم تحسین شده و هم مورد انتقاد قرار گرفته است. از یک طرف، برخی منتقدان آن را یک شاهکار سینمایی میدانند که به زیبایی تاریکیهای انسانی را بازتاب میدهد، در حالی که دیگران آن را به خاطر نمایش بیرحمانه خشونت و نگاه احتمالاً میزوژنیستی به زنان مورد نقد قرار دادهاند.
“خانهای که جک ساخت” نه تنها به عنوان یک اثر سینمایی جنجالی شناخته میشود بلکه به دلیل نوع روایت، کارگردانی متفاوت و بازیهای متعهدانه بازیگرانش، به یکی از نمادهای سینمای مدرن تبدیل شده است.
داستان فیلم خانه ای که جک ساخت
داستان فیلم “خانهای که جک ساخت” از زندگی یک قاتل زنجیرهای به نام جک (با بازی مت دیلون) و پنج حادثهی کلیدی در طول دوازده سال قتلهای او روایت میکند. جک، که خود را هنرمندی میداند که از طریق قتلهایش آثار هنری خلق میکند، سعی در نمایش برتری و خلاقیت از طریق جنایاتش دارد. او با یک راهنمای مرموز به نام ورج (برونو گانز)، که اشاره به ویرجیل دانته دارد، در طول سفری به سوی جهنم، داستان زندگیاش را بازگو میکند.
حادثه یک
فیلم با “حادثه یک” آغاز میشود، جایی که جک یک زن (اوما تورمن) را که خودرویش خراب شده بود، میکشد. این قتل، آغازگر سری طولانی از جنایات است که با خشونت و بیرحمی هر چه تمامتر انجام میشوند. در هر “حادثه”، جک به نحوی وحشیانهتر و خلاقانهتر قربانیان خود را به قتل میرساند، از جمله قتل خانوادهای در طی یک سفر شکار و بریدن سینهی یک زن پس از آنکه به او توهین و او را با نام “ساده” خطاب میکند. جک قربانیان خود را به عنوان بخشی از “مجموعهای هنری” میبیند و آنها را در یک فریزر بزرگ نگهداری میکند، جایی که میتواند آنها را به دلخواه خود چیدمان کند.
حادثه پنجم
در نهایت، فیلم به “حادثه پنجم” میرسد، که در آن جک شش مرد را در فریزر خود زندانی کرده است. قصد دارد همهی آنها را با یک گلوله بکشد. این بخش به نوعی نمایانگر اوج گیری خشونت و دیوانگی جک است. اما هنگامی که پلیس به دنبال او میآید، جک وارد “خانهای” میشود که از جسدهای یخ زده ساخته است، نمادی از خانهای که همواره خواستار ساختنش بوده اما هرگز موفق به انجام آن نشده است. در پایان، جک به همراه ورج وارد سفری به جهنم میشود، جایی که با تصاویری از کولا سوپردیپ بورهول و اشاراتی به مفاهیم و تصویرسازیهای مختلف از جهنم روبهرو میشویم. این پایانبندی نمادین، هم سفر جک به درون تاریکترین گوشههای روح خود و هم سفر نهایی او به سوی عواقب اعمالش را نشان میدهد.
هنرپیشه های فیلم سینمایی خانه ای که جک ساخت
بازیگران فیلم “خانهای که جک ساخت” تحت رهبری لارس فون تریر، از ترکیبی منحصر به فرد و درخشان بهره میبرند که هر کدام به نحوی به داستان پیچیده و چندلایهی فیلم عمق میبخشند.
Matt Dillon
مت دیلون در نقش اصلی، جک، قاتل زنجیرهای که تمام داستان حول محور او میچرخد، نمایشی فراموشنشدنی ارائه میدهد. دیلون با بازی در این نقش، تواناییهای بازیگری خود را به نمایش میگذارد و شخصیتی پیچیده و بحثبرانگیز را خلق میکند که تماشاگر را تا پایان فیلم با خود همراه میسازد.
Bruno Ganz
برونو گانز، بازیگر باتجربه، در نقش ورج ظاهر میشود، راهنمایی که جک را در سفرش به سمت جهنم همراهی میکند. گانز با نقشآفرینی خود، لایههای بیشتری به داستان اضافه میکند و درک عمیقتری از مسیر تباهی و نابودی جک ارائه میدهد.
اوما تورمن و رایلی کیو، دو بازیگر شناختهشده دیگر، در نقشهای قربانیان جک ظاهر میشوند. تورمن، که در نقش یکی از اولین قربانیان جک ظاهر میشود، و کیو، که نقش یکی از شخصیتهای تاثیرگذار داستان را بازی میکند، هر دو با نمایشهای قدرتمند خود تاثیر عمیقی بر روایت فیلم دارند. آنها با مهارت تمام ترس و وحشت ناشی از مواجهه با جک را به تصویر میکشند.
سیوبهان فالون هوگان، سوفی گرابول، و جرمی دیویس نیز از دیگر بازیگرانی هستند که با حضور خود به این ترکیب بازیگری قدرتمند افزودهاند، هر کدام با شخصیتهایی که با دقت و عمق خاصی ترسیم شدهاند. این بازیگران، به همراه دیگران، یک انسمبل بازیگری را تشکیل میدهند که هر یک به نوبه خود به بررسی و اکتشاف لایههای مختلف داستان و شخصیتهای آن کمک میکنند.
در مجموع، بازیگران “خانهای که جک ساخت” با تواناییهای فردی و تعامل متقاعدکنندهشان، به خلق فیلمی کمک میکنند که هم به لحاظ بصری و هم محتوایی، چالشبرانگیز و تاثیرگذار است. آنها با هنرمندی خود، به تعمیق بیشتر مضامین و احساساتی که فیلم سعی در بررسی آنها دارد، کمک میکنند.
نقد فیلم The House That Jack Built
ارتباط با ادبیات کلاسیک و تمثیلهای فلسفی:
ارتباط “خانهای که جک ساخت” با ادبیات کلاسیک و تمثیلهای فلسفی بخشی جداییناپذیر از ساختار و معنای این فیلم است. لارس فون تریر با الهام از آثار ادبی عمیق و پرمعنا، داستانی را پدید آورده که پر است از ارجاعات فلسفی و ادبی که تماشاگر را به تفکر وادار میکند.
یکی از مهمترین ارتباطات این فیلم با ادبیات کلاسیک، تمثیل آن با “کمدی الهی” دانته است، بهویژه قسمت “جهنم” که در آن شاعر دانته توسط ویرجیل از میان دایرههای مختلف جهنم هدایت میشود. در فیلم، شخصیت ورج (نامی که از ویرجیل گرفته شده)، نقش راهنمای جک را بازی میکند و او را از طریق لایههای مختلف جهنمی که خود جک ساخته، هدایت میکند.
فون تریر از این ارتباط ادبی به عنوان وسیلهای برای بررسی مفاهیمی چون گناه، توبه، و رستگاری استفاده میکند. او به ما نشان میدهد که چگونه جک، همانند دانته، در جستجوی فهم عمیقتری از اعمال خود و نهایتاً رستگاری است، حتی اگر این سفر به قیمت سقوط به عمیقترین قسمتهای جهنم تمام شود.
علاوه بر ارتباط با “کمدی الهی”، فیلم همچنین به مسائل فلسفی معاصر میپردازد، مانند بحثهایی دربارهی اخلاق، هنر، و جایگاه انسان در جهان. جک، با آنکه خود را هنرمندی میداند که از طریق جنایت به دنبال خلق آثار هنری است، در واقع نمایندهی تمایلات تاریک و پنهانی انسانی است که به دنبال توجیه اعمال خود از طریق هنر است. این اثر به نقد جامعهای میپردازد که در آن قدرت، خشونت، و نارسیسیسم اغلب بر تفکر انتقادی و اخلاق غلبه میکند.
بررسی فیلم از منظر خودآگاهی فون تریر:
بررسی فیلم “خانهای که جک ساخت” از منظر خودآگاهی فون تریر به ما اجازه میدهد تا به بررسی اعماق ذهن این کارگردان جنجالی بپردازیم و نحوهی برخورد او با مفاهیمی چون خلاقیت، هنر، و خشونت را مورد کاوش قرار دهیم. فون تریر در این فیلم، با استفاده از شخصیت جک، نه تنها به تحلیل و نقد جامعهی معاصر میپردازد بلکه به بررسی درونیات و تضادهای خودش نیز میپردازد.
فون تریر در “خانهای که جک ساخت”، از طریق جک و رابطهی او با ورج (که نمایندهی وجدان و اخلاقیات است)، به بررسی خودآگاهی و انتقاد از خود میپردازد. جک، در بسیاری از جنبهها، نمایندهی خود فون تریر است، کسی که به دنبال درک و تجزیه و تحلیل روندهای خلاقانهی خود و تأثیر آنها بر جهان اطرافش است.
به ویژه، فون تریر از طریق جک به بررسی مفهوم هنر به عنوان ابزاری برای اکتشاف و بیان خود میپردازد. او این پرسش را مطرح میکند که آیا میتوان اعمال وحشتناک جک را به عنوان آثار هنری تلقی کرد و آیا این امر به معنای ارزشگذاری مجدد بر خلاقیت و هنر است. این فیلم، همچنین به نقد نگاه معاصر به هنر و نقش آن در جامعه میپردازد، جایی که خط میان برتری هنری و اخلاقیات مبهم شدهاست.
از دیدگاه خودآگاهی فون تریر، “خانهای که جک ساخت” نه تنها یک اثر هنری است بلکه یک اکتشاف عمیق در مورد خود هنرمند و چالشهای او در فرایند خلق است. فیلم به شکلی غیرمستقیم به بررسی سؤالاتی دربارهی مسئولیت هنرمند نسبت به اثر خود و تأثیر آن بر جامعه میپردازد. از این منظر، فیلم به عنوان یک تأمل در خلاقیت، نقش هنر در جهان، و مسئولیتهای معنوی و اخلاقی هنرمند عمل میکند.
تحلیل فیلم از منظر اجتماعی و سیاسی:
تحلیل فیلم “خانهای که جک ساخت” از منظر اجتماعی و سیاسی به ما این امکان را میدهد. که این اثر پیچیده و چندلایهی لارس فون تریر را در زمینهای وسیعتر بررسی کنیم. فون تریر از طریق این فیلم، نه تنها به تجسم بصری تاریکیهای درونی انسان میپردازد بلکه به نقد ساختارهای اجتماعی و سیاسی نیز میپردازد که به این تاریکیها اجازه رشد و گسترش میدهند.
یکی از جنبههای کلیدی تحلیل اجتماعی و سیاسی فیلم، از طریق بررسی نمادین جک به عنوان نمایندهای از نظامهای قدرت و نابرابری است. جک با این ادعا که قتلهای خود را به عنوان آثار هنری میبیند، نه تنها خودآگاهی فون تریر را نشان میدهد بلکه به نوعی انتقاد از نحوهی تفسیر و ارزشگذاری هنر در جامعهی معاصر میپردازد. این امر به ویژه در برخورد با مفهوم “هنر برای هنر” و نقد آن در جهانی که در آن خشونت و جنایت به صورت زیباییشناختی توجیه میشوند، مطرح میشود.
از منظر سیاسی، فیلم اشاراتی به وضعیت فعلی جهان و به ویژه ایالات متحده دارد، جایی که جک را میتوان به عنوان نمادی از نارضایتیها و نابرابریهایی دید. که در جامعهی امروزی وجود دارد. فون تریر از طریق این فیلم به نقد ناسیونالیسم، نژادپرستی، و افراطگرایی میپردازد، نشان داده شده از طریق مکالمات و اعمال جک که گاهی اوقات به طور مستقیم به سیاستها و ایدئولوژیهای معاصر اشاره دارند.
به علاوه، فیلم به بررسی ایدهی ارثیه و مزیتهایی میپردازد که جک به عنوان یک مرد سفیدپوست از آنها بهره میبرد، نقدی بر مفهوم “حق مسلم” که در جوامع سفیدپوست مردسالار رواج دارد. این امر با نمایش طیف وسیعی از قربانیان جک که به نوعی نمایندهی گروههای مختلف اجتماعی و اقلیتها هستند، تقویت میشود و به نقد عمیقتری از نظامهای قدرت و تبعیض میپردازد.
نمرات فیلم سینمایی خانه ای که جک ساخت
این فیلم نمره 6.8 را در IMDB به خود اختصاص داده و امتیاز 60 را از منتقدان روتن تومتو دریافت کرده است.
سخن پایانی:
“خانهای که جک ساخت”، اثری است که با ورود به دنیای سینما، مرزهای میان هنر، خشونت، و جامعه را به چالش کشید. لارس فون تریر، با این فیلم، تماشاگران را به سفری درونی میبرد که در آن مفاهیم اخلاق، هنر، و زیباییشناسی در هم تنیدهاند. از طریق نمایش جنایات جک و نگاهی که او به این اعمال به عنوان آثار هنری دارد، تریر به بررسی پیچیدگیهای روانی و اجتماعی میپردازد که چگونه یک فرد میتواند به چنین درکی از هنر دست یابد.
نقدها و تحلیلهای مختلفی که از این فیلم شده، نشان دهنده تفاوت دیدگاهها و تعبیرهای متفاوت از این اثر است. برخی آن را تمجید کرده و برخی دیگر آن را به خاطر نمایش بیپروای خشونت و تفکرات تیرهای که ممکن است پشت آن نهفته باشد، مورد نقد قرار دادهاند.
در پایان، “خانهای که جک ساخت” فراتر از یک فیلم ساده است. این اثر به عنوان یک مطالعه عمیق در مورد انسان، هنر، و ماهیت خشونت عمل میکند. تریر با استفاده از این فیلم، نه تنها مرزهای سینمایی را مورد آزمایش قرار میدهد بلکه تماشاگر را به تفکر در مورد ارزشهایی که بر زندگی خود قرار میدهیم و نحوه تفسیر ما از هنر و زیبایی دعوت میکند. آیا میتوان خشونت را به عنوان بخشی از یک اثر هنری دید، یا این که باید حد و مرزی برای آنچه که به عنوان هنر تلقی میشود تعیین کرد؟
source